تبليغاتX
بروبچ باند 007
بهار دل عاشق حتی تو خزون موندگار اونی که عشق و احساس تو قلبش جانداره مثل یک عکس که تو قابی رو دیواره
 به نام خداوندی که عشق را آفرید

سلام به شما دوستان مهربون که همیشه باعث دلگرمی من هستین  

امیدوارم  که همیشه خوب و خوش باشین .

امروز وقتی از پشت پنجره ی اتوبوس به غروب زیبای آفتاب خیره شده بودم ، با نگاهش خیلی چیزا رو به من گفت .

 شما تا الان شده با خورشید حرف بزنین و به نصیحتش کوش بدین ؟!!!

اما برای من شد ، نمی دونم شاید شما منو احمق فرض کنید ، اما اشکال نداره چون این روزا خیلیا به من حرف پروندن مثلا وقتی با دوستام می ریم دانشگاه به من می گن چت شده دیگه تو خودتی ، مثل قبل چرا حرف نمی زنی؟ ، شوخی نمی کنی؟ بابا یا خودش میاد یا نامش و از این جور حرفا ...

ولی دوست دارم به خودم فکر کنم و نقاط ضعفمو ، خصوصیاتمو بیشتر بشناسم ، خلاصه بگم خودمو بشناسم ، تا الان شده به این فکر کنید که چقدر خودتونو می شناسین ؟ یا اینکه به این رسیدین که خودتونو نمی شناسین ؟!!!

من درباره ی خودم به سئوال بالای جواب میدم ، آره برای من شد ، آخه تو ماجرایی که برام پیش اومد فهمیدم که اونی که فکر می کردم نیستم ، و نقاط ضعف زیادی دارم که خوده این مسئله و رفع اونا خیلی فکر منو مشغول کرده ، درسته ناراحت کنندست که کسی خودش اعتراف کنه کم اورده و ضعفای زیادی داره ، اما من خدا رو شکر می کنم که متوجه شدم ، ولی اصلا دوست نداشتم علاوه بر خودم تاوان ندونم کاریامو کسه دیگه ای هم بده ولی چی بگم نا خواسته شد و من حسابی شرمندم . مقدار زیادی از ناراحتیی که تو وجود من منده اینه که الان یکی دیگه هم داره رنج می کشه و از من ناراحته ، داره بخاطر ندونم کاری من روزای سختی رو می گذرونه ، ولی باور کنین خودمم داغونم ، بازم می گم خیلی شرمندم نمی دونم که چیکار کنم که زخمای دلشو مرحم ببخشم.

خیلی دلم می خواست دلایل این تصمیمو بهش بگم ولی نه روی روبروی با اونو دارم و نه می خوام دوباره احساساتش رو خدشه دار کنم ، خیلیا بهم گفتن این نامردی که اون دلیلاتو و شرایطتو ندونه ، و با نفرت بزاردت کنار ولی من فکر کنم که این طوری منو خیلی راحت تر می زاره کنار و این طوری برای اون خیلی بهتره و برای من خیلی درد آور ، چون این صحبتا تو دلم منده و داره از داخل داغونم می کنه اما ........... بی خیال

دوستان ، من به عنوان یه شکست خورده ای که حتی شهامت اینو نداشت که سرشو بلند کنه و بگه چرا جا زده ، از شما خواهش می کنم اول برید خودتونو بشناسین ، مشکلات خودتونو حل کنین بعد به فکر این بیوفتین که یه مونس و همدم برای تنهایاتون پیدا کنین و بهم عشق بوزید ودر غیر این صورت نه تنها از تنهایی در نمی ییاین بلکه خودتونو و اون مونستونو تو چاه حسرت و سختی غرق می کنین، پس به نظر من اول خودتونو بشناسین ، دوم خوب مطالعه و تحقیق کنین و از دو جنبه ی اجتماعی ( یعنی از لحاظ برخورد متقابل و وظایفی که نسبت به هم و خانواده ی هم داریم با خبر باشیم تا بتونیم انتظارات خودمون و خانواده ها رو بر آورده کنین ) و مذهبی ( یعنی ببینیم انبیاء و امامان درباره ی مسئله ی انتخاب مونس چی گفتن و سعی کنیم تا جای امکان اونا رو رعایت کنیم چون بالاخره اونا معصوم بودن و مثل ما خطا و اشتباه نمی کردن ) این مسئله رو بررسی کنین ، تا هر دوتا بتونن مثل دو بال عاشقانه به هم کمک کنن .

من قبلا فکر می کردم که نهایت عشق دو فرد نسبت به هم ، وصال و رسیدن ، ولی حالا که بیشتر فکر می کنم ، به نظر من وصال تنها ابتدای عشقه و در ادامه باید بیشترو بیشتر بشه ، طوری که بتونن تو سختیا و مشکلات مکمل هم باشن و از حق خودشون بگذرن . پس هر کسی که دوست داره عاشق واقعی باشه و خودش و مونسشو خوشبخت کنه باید خیلی رو خودش و ملاکاش کار کنه ، چون به نظر من ارزششو داره .

  در غیر این صورت عشق بین دو نفر معنایی نداره و چیزی جز هوس و ختشه دار کردن احساسات و خراش انداختن رو دل همدیگه نیست ، چون این رابطه ها وابستگی میاره و همین وابستگی ها و خاطراته که آدمو یادآور میشه و درد غصه رو دوباره تازه میکنه . من در آخر این قسمت به جمله ی دوستم که همیشه تو گوشمه بسنده می کنم : عاقلانه ازدواج کن و عاشقانه زندگی .

 

 اینا رو من به خودم میگم و اصلا قصد نصیحت ندارم ، چون من اصلا خودمو در اون مقام نمیبینم که کسی رو بخوام نصیحت کنم . فقط اینا همه نظر خودم و اون چیزاییه که تو این مدت فکر کردن بهش رسیدم .

 

بخاطر همین من یا علی گفتم و می خوام خیلی جدی اول به شخصیت و خود شناسی خودم و رفع مشکلات و تقویت کردن نقاط قوت بپردازم ، و بعد محکم و با اطمینان به فکر مونس و از تنهای در اوردن خودم باشم .

نمیدونم چی شد که من این حرفا رو زدم و سرتونو درد اوردم ، ولی یکم دلم خالی شد ، من می خواستم بگم که آفتاب تو غروبش چه چیزای به من گفت و چه چیزای رو به من یاد آوری کرد .

باید از خورشید درس امید ، مبارزه و قدرت ، امانت داری و دلسوزی رو یاد گرفت .

 امید به اینکه فردایی هم وجود داره که اون میاد و با پنجه های گرمش همه جا رو روشن می کنه پس باید خودشو برای رویاروی با سختی ها و مبارزه با ابرای تیره بسازه .

و اما امانت داری و دلسوزی به خاطر اینکه آسمونو تا غروب با آغوش گرم و روشنش مراقبت می کنه و با غروبش اونو به ماه تحویل میده .

اون روز خورشید به من گفت یه روزه دیگه از عمرت گذشت ، امروزت چه فرقی با دیروزت داشت . به من گفت که برو و خودتو برای فردا بساز ، طوری که در برابر مشکلات کمرت خم نشه  ، برو و نقاط ضعفتو بر طرف کن . احساسات دیگران دست تو امانت و تو باید امانت داری کنی . امید داشته باش چون انسان به امید زندست و نا امیدی بزرگترین گناه . سعی کن که طوری زندگی کنی که وقتی مردی و آفتاب وجود دنیات غروب کرد آسمون وجود آخرتیت با ماه اعمال خوبت روشن بشه و ...

منم در جواب خورشید گفتم باشه ، بخاطر خودمم که شده این کارو می کنم و دیگه شروع می کنم .

ای آفرینده ی خورشید خودت کمک کن که راه صحیح رو پیدا و انتخاب کنم .

ولادت امام رضا (ع) را به شما دوستان مهربون تبریک میگم

 به پسر عمه و همسر گرامیشم پیوندشونو تبریک میگم و از امام رضا (ع) می خوام که تو سختی های زندگی همیشه یاورتون باشه مذرت که نمی تونم بیام . امیدوارم که همیشه عاشق باشین .

 آسمون دلتو هیچ وقت بی ستاره نشه .

 

خدا نگهدار 

 

 

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 13:20  توسط مجتبی | 

 به نام خداوندی که عشق را آفرید

سلام به شما دوستان مهربون که همیشه باعث دلگرمی من هستین   امیدوارم  که همیشه خوب و خوش باشین

امروز اومدم که با یه مطلب جالب و زیبا از مجله ی موازی آپ کنم ولی 3 تا شعر تو ذهنم بود و دوست داشتم شماهم اونا رو بخونید که این شعرا همه یادآور روزای سخت چند هفته گذشتست . روزای که من الان تو تردیداش موندم تو اینکه اصلا من عاشق شده بودم یا نه ؟؟؟  تو اینکه عاشق برای رسیدن به معشوقش باید تن به هر کاری بده و به نتیجه کاری نداشته باشه یا ... ؟؟؟  تو اینکه من پا فشاری می کردم و کاری به کاره کسی  نداشتم و فقط فقط به وصال فکر می کردم و آرامش روحی و شخصیتی معشوقم رو بی خیال می شدم و می گفتم که ما دست به دست هم می دیم و با مشکلات مبارزه می کنیم یا ... ؟؟؟

 نمی دونم که چقدر درست عمل کردم ولی چه درست و چه غلط من این راهو انتخاب کردم و دیگه راه برگشتی برای خودم نذاشتم امیدوارم  که درست عمل کرده باشم . حالا دیگه هرچی بود تمام شد و باید به آینده فکر کرد البته با توکل به خدا .

امیدوارم  که ستاره ی دلم منو بخشیده باشه و خوشبخت و موفق باشه هر جا که هست و با هرکی که هست .

دوستان به نظر شما عاشق چه خصوصیاتی داره و تنها و تنها رسیدن به معشوق مهمه؟؟؟

بی صبرانه منتظر جواب شما هستم .

 

 1.منو ببخش

 

منو ببخش عزیز من اگه میگم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو دوختمش
همسفر شعروجنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله اس یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در میزنی؟
این در سرد لعنتی شاید نخواد که وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت میکشه
همسفر شعروجنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

 

 

 

  

 

 دانلود و گوش دادن آهنگ

 

 

2. چشم انتظار

 

با یه رنگ سرخ زیبا مثل برگای شقایق

تو کتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق

نوشته عاشق همیشه تو بحر غم می میره

دل عاشقم نمی شه آواز شادی بخونه

آخه اونکه جون قلبش تو زندونی اسیره

توی این زندون نباشه تفلکی دلش می گیره

این دل عاشق همیشه واسه یارش بی قراره

واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره

دل اون خیلی شباها مونس غصه و درده

تمام شادی قلبش عمریه خاموش و سرده

می شه خوند از تو نگاهش همه ی دردا رو با هم

چشماشم داره راز غصه ها رو با غم

آخه اونکه جون قلبش تو زندونی اسیره

توی این زندون نباشه تفلکی دلش می گیره

تو کتاب عشق نوشته عاشقا ساده و پاکن

توی راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکن

ساده ساده مثل خاکن عاشقا همیشه پاکن

تا همیشه سینه چاکن ساده ساده مثل خاکن

 

 

 

   

 

 دانلود و گوش دادن آهنگ

 

 

3. عاشق تنها

 

توی ساحل روی شن ها قایقی به گل نشسته

یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته

نگاه پر استرابش به افق به بی نهایت

ساکت اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت

تو چشاش حلقه ی اشک تو قلبش غمای دنیا

منتظر که راهیاره امروز و فردا

باورش نمیشه عشقو همه دنیاش زیر آبه

تنها منده توی ساحل زندگی براش عذابه

تنهای براش عذابه

خاطرات لبه دریا دیگه از یادش نمیره

همه دنیاش زیره آبو خودشم به غم اسیره

دست بی رحم زمونه عشقو برده به دریا

حالا از خودش می پرسه میادش آیا و آیا

عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمی مونه

دل عاشقو شکستن شده کار این زمونه

خاطرات لبه دریا دیگه از یادش نمی مونه

همه دنیاش زیره آبو از غم دوریش می میره

دیگه از یادش نمی ره از غم دوریش می میره

 

 

 

 

   

 

 دانلود و گوش دادن آهنگ

 

 

 شهادت حضرت امام جعفر صادق ( ع ) به شما دوستان عزیز تسلیت می گم .

 

 آسمون دلتو هیچ وقت بی ستاره نشه .

 

خدا نگهدار

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 21:46  توسط مجتبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
سخن دل
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ... نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد ... راهی نروم که بی راه باشد ... خطی ننویسم که آزار دهد کسی را ... یادم باشد روز و روزگار خوش است ... همه چیز بر وفق مراد است و خوب ... !! تنها دل من دل نیست ... !!!

دفترچه ی خاطرات
مهر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
دوستان همدل
بهترین سایت برای مستقیم کردن لینک رپیدشر و ...
دانلود برنامه
دانلود بازی از نوع خفن
دانلود موزیک mp3
سمیه
بچه های با صفا
سکوت شبانه
یادگار شاپرک ها
سارا خانوم(titan007)
حرفهای نگفتنی من
دل نوشــــــــتــه
تنهایی
نامه های عاشقانه
قلبهای شکسته
آوای عاشق تنها


به دنبال عشق گمشده

 


مشخصات شما

IP

Bande007

وضعیت در یاهو



Moji_ss_007

رد پای دوستان

  

همدلی